این وبلاگ دیگر به روز نخواهد شد.
آدرس جدید وبلاگ ، http://sadeghaneh205.blogfa.com می باشد.
برای دیدن مطالب بیشتر به آدرس فوق مراجعه کنید.
پروژه کارشناسی فناوری اطلاعات
موضوع : سیستم های RFID
شامل :
معرفی RFID ، تاریخچه ، نگاهی بر کاربردهای RFID ، فناوری های جدید صنعت RFID ، کاربردهای آینده ی آن ، بررسی امنیت پروتکل های این سیستم ، بررسی الگوریتم های RFID و ...
دانلود :
(مقاله به صورت pdf بوده و باید کمی صبر کنید تا به طور کامل لود بشه بعد ذخیره کنید.بعضی از دوستان به مشکل برخورده بودن واسه همین گفتم.)
گاهی وقتی به درگاهش میروم و خدایم را میخوانم ؛ و گمان میکنم که جوابی نمیشنوم به خود میگویم پس چه شد آن اجابتی که وعدهاش را در داده بود؟ مگر نه اینکه خودش فرمود"ادعونی استَجِب لَکُم"؟ غافل از آنکه استجابت دعا مقدمهای میخواهد.باید خود را مرور کنم که چه کردهام که اجابت نمیشوم؟
وقتی بدانی یک انسان معمولی ، عمل زشت تو را میبیند از او خجالت میکشی . حال چه برسد که بدانی ، بزرگی که هنگام مشکلات بر در خانهاش میروی و از او تقاضای اجابت داری ، اعمالت را نظاره گر است و عصیان و سرکشیات را میبیند ؛ چگونه میتوان انتظار داشت که کسی را که با بی احترامی و عدم اطاعت از او در کارهای نیک ، آزردهای ؛ در هنگام نیاز دست گیر و ناجیات شود؟
وقتی بدانی حرفهایی که میزنی ، دروغهایی که میگویی ، نمازی که نمیخوانی .حجابی که داری تمام و کمال نیست همه در محضر خداوند و معصومین پیدا و هویداست ، باید به خودت بیایی و بدانی علت عدم استجابت دعایت ، گناه و عصیان است . همانگونه که امام علی (ع)فرمودند : « اللهم اغفر لی الذنوب التی تحبس الدعا ».
آن وقت که میگوییم: چرا ائمه جوابمان را نمیدهند؟ چرا توسّلات ما اثر نمیکند؟ باید به خودمان بگوییم با این بی نمازی ، بی حجابی ، با این گناهها چه توقّعی میتوان داشت؟! هر روز و هر شب نافرمانی خدا میکنیم ، به پیغمبر رنج میدهیم، بعد میخواهیم دستمان را بگیرند، مدام دعای توسل میخوانیم؟ مدام دعای فرج میخوانیم؟ غافل از اینکه بدانیم گره کار کجاست ؟
و صد شکر خدای را که انسان را مزین به زینت حیا کرد تا در خلوت و محاسبه اعمال خود کمی از معبودش حیا کند که چه بزرگوارانه انسان را نعمت بسیار بخشید و انسان چگونه با این همه نعمت و موهبت، باز عصیان و سر کشی خدا میکند .

چه کسی باور می کند یک نفر روز روشن سوار ماشینی شود و بعد کسی نداند کجا رفته است؟
چه کسی باور می کند کسی "امام" مردمی باشد و مهمان کشوری ولی او را بدزدند و میزبان حتی پاسخ درستی هم ندهد که مهمانش کجاست؟
چه کسی باور می کند کسی رهبر شیعیان باشد و یک تنه همه ی اسلام را مقابل دشمن به صف کند اما سی سال در زندان باشد و کسی در جهان اسلام کاری برای آزادی اش نکند؟
چه کسی باور می کند که یک رهبر "ایرانی" را بدزدند اما کسی در ایران تلاشی نکند تا عدد سال های زندانش به 31 برسد؟
بله.ممکن است.همه ی اینها را که کنار هم بگذارید می شود سرگذشت مردی به نام "امام سید موسی صدر".کسی که لبنانی ها او را "منجی لبنان" می گویند.مسیحیان "مسیح لبنانش" می نامند و دکتر چمران "معبود و محبوب" خودش می خواند.
کسی که در همین سرزمین به دنیا آمده.مزار پدرش در حرم حضرت معصومه (س) است.پدر بزرگش رهبر قیام گوهرشاد بوده.فرزندانش مثل ما به فارسی سخن می گویند و خودش همه جا می گفت:"از ایران آمده است."
مسیح لبنان وجدان لبنان امید محرومان امام مقاومت یوسف ایران رمز طایفه ی شیعه...همه و همه اسم ها و عناوین این بزرگمرد است.
31 سال پیش در روز روشن در لیبی!
امروز ما همه ی آنان را که در تاریخ در شرایطی این چنین سکوت اختیار کردند به عافیت طلبی و خیانت و بی وجدانی محکوم می کنیم.غافل از اینکه ما نیز در آزمونی مشابه هستیم.آزمونی که این بار سوالش "موسی صدر" است و آزمایش شدگانش ما هستیم و تاریخ به قضاوت تصمیم ما نشسته است که با فرزند ایران چه می کنیم؟
ما "پینوکیو" هستیم ، اما فرشته ی مهربان دنیای ما برخلاف فرشته ی مهربان کارتون "پینوکیو" ، رسوایی ما را نمی پسندد. "ما"یی که دروغ می گوییم و غرق موقعیت و مقام می شویم ، رشوه می گیریم و رشوه می دهیم ، چشم تیز می کنیم به تماشای رقاصه های غرب و چشم می بندیم در برابر ظلم و بی عدالتی ، له له می زنیم برای رسیدن به چند سکه بیشتر و پا سست می کنیم در سربالایی مبارزه با نفس ... و باز دم می زنیم از تابوت های سه رنگ ! و باز دم می گیریم که "کجایید ای ... ". شکر خدا نه دماغمان دراز می شود و نه زبانمان بند می آید !
پس باز هم می گوییم و می گویید و ...